الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
233
الغدير ( فارسي )
( مؤلَّف الغدير گويد ) : بتحقيق احاديث صحيح و حسن گذشت ، و در آن احاديث تمام آنچه مدعى ذكر نموده نيست ، بلكه از آنچه ما ذكر كرديم آنچه به صحت پيوسته عبارتست از ( جملهء ) من كنت مولاه ، فعليّ مولاه و ( جملهء ) اللهمّ وال من من والاه و ( جملهء ) : إنّ اللَّه ولي المؤمنين ، و من كنت وليّه ، فهذا وليّه ، اللَّهمّ وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و نيز صحيح از آنچه ما ذكر نموديم اين سخن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله است : كه بمردم فرمود : آيا ميدانيد ( تصديق داريد ) كه من اولى ( سزاوارتر ) بولايت مؤمنين هستم از خود آنها ؟ گفتند بلى يا رسول اللَّه فرمود : هر كس من مولاى اويم ، على عليه السّلام مولاى او است ، بار خدايا : دوست بدار آنكه را كه او را دوست ميدارد ، و دشمن بدار آنكه را كه او را دشمن ميدارد و نيز اين سخن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله است كه فرمود : مانند اينست كه دعوت شدهام و دعوت را اجابت نمودهام ، و همانا من وا گذاشتهام در ميان شما دو چيز خطير و گرانبها را : كتاب خدا و عترتم : اهل بيتم . پس مراقب باشيد چگونه بعد از من درباره آن دو رفتار مينمائيد ؟ ( آن دو ) هرگز جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند ، سپس فرمود : همانا خداوند مولاى من است ، و من وليّ هر مؤمن هستم ، سپس دست على عليه السّلام را گرفت و فرمود : هر كس من مولاى اويم ، اين وليّ او است ، بار خدايا دوست بدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن بدارد آنكه را كه او را دشمن دارد ، و نيز صحيح از آنچه ما ذكر كرديم ، اين سخن پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله است كه فرمود : آيا من بهر مؤمنى اولى ( سزاوارتر ) از خود او نيستم ؟ گفتند : بلى هستى ، در اين موقع فرمود : پس همانا اين ( اشاره بعلى عليه السّلام ) مولاى كسى است كه من مولاى اويم ، خدايا دوست بدار دوستان او را ، و دشمن بدار دشمنان او را پس از اين جريان عمر رضى اللَّه عنه او را ( على عليه السّلام ) ملاقات كرد و گفت : گوارا باد تو را ، صبح و شام نمودى در حالى كه مولاى هر مرد و زن مؤمن هستى ، تمام شد آنچه ( از اخبار و روايات صحيح و حسن ) بدست آمده و در آنچه ذكر شد ، چيزى از